در واقع محتوي كائنات جو قرون وسطا ــ موضوعي كه از جهاتي جامع‌تر و از جهاتي‌ ناقص‌تر از هواشناسي امروزي بود ــ غالباً به وسيله‌ٴ رساله‌ٴ ارسطو مشخص شده بود. بايد يادآور شد كه كائنات جو ارسطو پيش از آغاز سده‌ٴ سيزدهم‌، در قلمرو لاتيني در دست بود، نه فقط اين‌ كتاب از عربي ترجمه شده بود (سه كتاب اول آن توسط ژرار كرمونائي‌) بلكه ترجمه‌ٴ مستقيم از اصل يوناني هم وجود داشت‌. سمويل بن تبّون آن را به عبري ترجمه كرده بود. سرانجام در اواسط سده‌ٴ سيزدهم‌، ماتيو لوويلَن آن را به زبان فرانسه ترجمه كرد. بايد شرح‌ها را هم بر اين‌ ترجمه‌ها افزود، از قبيل شرح آلفرد سارشلي كه مورد استفاده‌ٴ راجر بيكن قرار گرفت‌.
ممكن است اين مطالعه‌هاي مربوط به نورشناخت و هواشناسي بر اثر ترجمه‌ٴ كتاب المناظر بطليموس از عربي به لاتيني توسط ايوگنيوس امير (حدود 1154)، تسريع شده باشد؛ هرچند اين مطلب را نمي‌توان ثابت كرد، ولي مسلم است كه ترجمه‌ٴ كتاب المناظر ابن هيثم توسط ژرار كرمونائي تأثير زيادي داشته است‌.
3. قطب‌نما. استفاده از قطب‌نما احتمالاً يك اِبداع اسلامي بوده كه از ملاحظات چينيان‌ اقتباس شده است‌. به هر صورت اشاره‌ٴ بدان در اواخر سده‌ٴ دوازدهم‌، و اوايل سده‌ٴ سيزدهم‌، در آثار لاتيني الكساندر نكام و جيمز ويتري‌، و انجيل فرانسوي گويوي پرونسي ظاهر شد. عجيب‌ است كه قديمي‌ترين اشاره‌هاي فارسي و عربي در اين مورد اندكي جديدتر از اشارات لاتيني‌ است‌. توضيح اين مطلب وقتي آسان مي‌شود كه توجه كنيم‌، هم ناخداياني كه اين وسيله را ابداع‌ كردند و هم دستيارانشان كه آن را به كار مي‌بردند، به علت منافعي كه در مخفي كردن رازشان‌ داشتند، از انتشار خبر آن خودداري مي‌كردند، و اگر سرانجام‌، خبر آن منتشر شد ــ مدت‌ها بعد ــ به وسيله‌ٴ افراد خارجي بود. اشاره‌ٴ الكساندر نكام به قطب‌نما ــ كه احتمالاً قديمي‌تر از همه است‌ ــ از آن به صورت چيزي نو ياد نمي‌كند. در واقع تاريخ اين اختراع دست كم به پايان سده‌ٴ يازدهم‌ مربوط مي‌شود، و بايد توجه داشت كه مدتي پيش از اين‌، قطب‌نما در غرب شناخته شده بود.
4. حمام‌ها. از نتايج شگفت‌انگيز جنگ‌هاي صليبي پيدايش گرمابه‌هاي عمومي در شهرهاي‌ مهم مغرب زمين بود، مشابه آنچه در شرق اسلامي وجود داشت‌.
5 . فيزيك در قلمرو خلافت شرقي‌. مسلمانان شرقي به اختراع و ساختن وسايل خودكار، از قبيل آنچه هِرون اسكندراني و ساير مكانيكدانان هلنيستي توصيف كرده بودند، علاقه‌ٴ زيادي‌ داشتند. ابن ساعاتي ساعت دمشق را كه پدرش در باب جَيْرون ساخته بود تعمير كرد و در 1203، كتابي درباره‌ٴ ساختمان و طرز كار آن نوشت‌. دو سال بعد، جَزَري در آمِد، واقع در دجله‌ٴ عليا، رساله‌اي تأليف كرد و در آن به شرح مجموعه‌ٴ مفصلي از دستگاه‌ها پرداخت كه غالب آنها آبي بود، از قبيل ساعت‌هاي آبي و اقسام گوناگوني از فواره‌ها. اين رساله مشروح‌ترين اثر در نوع‌ خودش است و مي‌توان آن را اوج مساعي مسلمانان در اين زمينه دانست‌. قيصر بن ابي‌القاسم‌